تبليغاتX
سنندج = خون

شاره کم سنه شاری شیرینم تا که ی رزگاریت به چاوو نبینم

 بیانیه حزب کمونیست ایران برای سالگرد روزکارگر و اول ماه مه

با پيروزى در جبهه مبارزه براى ايجاد

تشكل طبقاتى و توده اى 

کآرگران،پيشروى در تمام جبهه هاى

ديگر مبارزه تضمين مى شود.

 

طبقه کارگر ايران اکنون در شرايطى به

استقبال اول ماه مه  میرود، که يك سال

سخت ودشوار ديگر، توام با      مبارزاتى

پرشور و اعتصابات گسترده را پشت سر  

 گذاشته است.  در سالى که گذشت

تعرض همه جانبه و حريصانه طبقه سرمايه

دار، صاحبان صنايع ورژيم حامى آنها به

سطح معيشت، کار و زندگى کارگران تداوم

يافت و باز هم بر ابعادوحشتزاى ناامنى

شغلى و تامين معيشت و فقر و فلاکت

کارگران افزوده شد. در  مقابل اين يورش

گسترده و اوضاع دهشتناك، کارگران

بااعتصابات و مبارزات بى وقفه به دفاع

 ازخواستها و موجوديت خود پرداختند.

اعتصاب و مبارزه متهورانه کارگران شرکت

واحد،اعتصاب 50 روزه کارگران نساجى

سنندج، اعتصاب کارگران قزوين، اعتصاب

کارگران نساجى و پلى کآريل اصفهان،

اعتصاب کارگران شرکت ايران خودرو، فقط

نمونه هايى ازمبارزه و رودرروئى کارگران

براى تحقق خواستهايشان بوده اند. اگرچه

سرکوب اعتراضات کارگران همواره وجهى از

سياست و عملكرد رژيم حاکم بوده اما

اينبار رژيمدر سرکوب اعتصاب و مبارزه

کارگران شرآت واحد اين وقاحت و

وحشيگرى را به اوج خود رساند.مبارزات و

اعتصابات رو به گسترش کارگران ايران بويژه

در يك سال اخير و حمايتبين المللى از

خواستها و مطالبات آنان بيش از هر زمان

ديگرى زمينه هاى مادى ايجادتشكل هاى

طبقاتى و توده اى کارگران را فراهم آورده و

ضرورت برپايى اين تشكل ها رادر برابر

فعالين جنبش کارگرى بويژه فعالين

سوسياليست اين جنبش قرار داده است.

 

درفقدان تشكل هاى طبقاتى و سراسرى

 

کارگرى است که رژيم جمهورى اسلامی

 

میتواند بامانور و بسيج نيرو مبارزات رو به

 

گسترش کارگران در بخش هاى مختلف که

 

بدونارتباط و جدا از هم جريان مى يابد را

 

سرکوب کند.طبقه کارگر در دل مبارزات چند

سال اخير خود عليه سرمايه و براى

دستيابى به مطالباتش نسلى از فعالين و

رهبران را پرورده و به جلو صحنه رانده

است. اين پيشروانکارگرى با آگاهى به

مطالبات کارگران و چشم انداز روشنى که

از مبارزه براى منافع کلطبقه کارگر دارند،

تلاش براى ايجاد تشكل هاى طبقاتى و

توده اى را در اولوبت کار خودقرار داده اند.

تشکيل کميته پيگيری و کميته هماهنگى

براى ابجاد تشكل هاى کارگرى،تشکيل

کميته هاى کارخانه و کوشش براى ايجاد

تشكل سراسرى کارگران بيكار  گام هايى

باارزش در همين راستا بوده اند. اکنون

زمان آن رسيده که براى ايجاد تشكل هاى

کارگرىدست بكار شد و اقداماتى عملى را

در دستور کار قرار داد و نگذاشت نهادهاى

کارگرى کهبه همبن منظور تشکيل شده

اند به اهدافى در خود تبدبل شوند.تجربه

مبارزه و چگونگى ايجاد سنديكاى کارگران

شرکت واحد بار ديگر بر اين واقعيتتاکيد كرد

که با شرکت دادن هر چه گسترده تر

کارگران در پروسه ايجاد اين تشكل

هاىطبقاتى و توده اى مى توان اين تشكل

ها را بر پا آرد و عملا آنها را به صاحبان

سرمايه ورژيم حامى آنها تحميل آرد.اکنون

در آستانه اول ماه مه فعالين و پيشروان

کارگرى براى هرچه هماهنگتر و باشكوه تر

برگزار کردن مراسم اين روز به نشانه

همبستگى جهانى مبارزه طبقه کارگر عليه

سرمايه برنامه ريزى مى آنند. در مراسم

اول ماه مه امسال جا دارد آه ضمن تاکيد

برخواستهاى محورى طبقه کارگر ايران،

تاکيد بر آزادى  ديگر کارگران دربند، خواست

لغو فورى و بدون قيد و شرط حكم زندان

دستگيرشدگان اول ماه مه شهرسقز

وسنندج در سال 83 ، توجه توده هر چه ب

يشترى از کارگران را به اهميت و ضرورت

تمرکزنيرو و مبارزه براى ايجاد تشكل هاى

طبقاتى کارگران معطوف کنيم. با پيروزى در

اينجبهه است که پيشروى در تمام جبهه

هاى ديگر مبارزه تضمين مى شود.تنها

طبقه کارگر متشكل است که مى تواند

حكم جهانى طبقه کارگر مبنى بر

برسميتشناختن اول ماه مه بعنوان روز

جهانى کارگر، تعطيلى رسمى اين روز، و

آزادى کامل کارگران در چگونگى برگزارى

مراسم روز کارگر را عملى کند و به اجرا در

آورد.کارگران ايران همزمان با مارش بين

المللى اول ماه مه، جدال و کشمكش رژيم

جمهورىاسلامى با غرب و اسرائيل به

رهبرى آمريكا بر سر پرونده اتمی اين رژيم

که چيزى جزدعواى درون جبهه سرمايه

دارى نيست را محكوم   میکنند و با آگاهى

به ماهيت ارتجاعىسياست هاى دو طرف

اين مناقشه و عواقب و پيامدهاى آن نقش

واقعى خود را در صفمقدم مبارزه عليه

جمهورى اسلامى و مبارزه جهانى عليه

جنگ و ميليتاريسم امپرياليستىايفا  مى

کنند.

زنده باد اول ماه مه روز همبستگى جهانى

طبقه کارگر

          

            کميته مرکزى حزب کمونيست

                                                 ايران

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در پنجشنبه 1386/01/30 ساعت 14:52 |
 شه پولی گرتن و کوشتاری کوردان

شه پولی گرتن و کوشتاری کوردان له روژ هه لات دیسان  ده ستی پیکردووه .

 

به پی ئه وهه وا لا نه ی که له روژ هه لا تی

کوردستان به ده ستما ن گه یشتووه ، له بیدادگای

 ریژیمی فا شییستی -  ئا یینی  له ئیرا ن ، لا ویک

به نا وی حو سه ین  فروهیده   ، چا لاک وا نی     

سیا سی  به  ئیعدام  مه حکوم کردووه . ئه و روله

تیکو شه ره ی  کورد چه ن ما نگ له مه و به ر     

 ده ز گیر کرا وه و له زیندانی وورمی به تو ندی    

ئه شکه نجه دراوه . پینج شه مه ی رابردوو         

دا یکی  حو سه ین  بو ده زگای  ئیتلا عات با نگیش

کراوه و هه والی  ئیعدام کردنی  کورره که یا ت له

ما وهی 48 کا ت ژمیر دا پی را گه یا ندوون .

له لا یکی دیکه وه کاک شا هو فا تحی  ، روشنبیر 

و رو له ی ووریای گه لی کورد که نزیک به پنجا روژ

له مه و به ر له به ر ما له که ی له شاری سنه و له

لا یه ن ریژیمی تیروریستی  ئیسلا میه وه رفیندرا

بوو ، حه فته ی رابردو له حا لیکدا به شیوه ییکی

درندا نه ئه شکه نجه کرا بوو دوزرا یه . 

حو کمی له سیداره دان 3 ژنی به خت ره شی     

مه ها بادی ، ده زگیر کردنی دو  روژنا مه نوان                                                                                                            

(ئا سو سا له ح له سنه   و به ریز  ته یفوری له    

مه ریوا ن ) . گرتنی دا یکا نی ئا شتی له روژی  8

مارس  له شاری سنه .گرتنی چا لا ک وا نا ن        

بو کا ن و سقز  و . . . هه موو له شه پو لی نوی    

سه ر کوتی گه لی روژ هه لات با س ده که ن .

 

 چا ک  - کو میته ی روژ هه لا تی کوردستان ویرای

مه حکوم کردنی ده سه لا تدارانی  ئیرا ن ، جاریکی

دیکه دا وا له هیزه کوردستا نیه کا ن ده کا ت        

به یا ن ده ر کردن و وت و ویژ له مید یا کا ن به     

ته نیا  ده وریکی وا  بو به ر گری  و هه ر وه ها    

ها ندا نی جه ما وه ر له روژ هه لا تی کوردستان  

نا بینیت .

 

روژی 12 ی خا که لیوه بو جا ریکی دیکه بکه ین به روژی        

ده ر برینی رای گه لی کورد له روژ هه لات ، که له ریفرا ندومی

شوومی  1358  هه تا وی( 1980 ) ده نگی «  نه » یا ن به    

کو ماری جه هل  و تیرور و تا وان له ژیر فه ر ما نی               

خو مه ینی دا .

                                       نا وه ندی  چاک

                کو میته ی روژ هه لا تی کوردستان

                                   16 .03 .2007

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در پنجشنبه 1386/01/30 ساعت 14:25 |
 زندان و تبعید برای 5 شهروند سنندجی

زندان و تبعید برای 5 شهروند سنندجی


 

مركز اطلاع رساني گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان


 

سنندج: 5 شهروند به نامهای سوران مهرشاد، عدنان احمدی، محمدعلی

 

محمدی، پوریا دل پسند و فایق ذوالفقاری به اتهام فعالیت سیاسی، هریک

 

به حبس یک تا 5 سال محکوم و به زنجان و مهاباد تبعید شدند.


 

گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (PRMMK): پنج شهروند سنندجی به نامهای سوران

 

مهرشاد، عدنان احمدی، محمدعلی محمدی، پوریا محمدی و فایق ذوالفقاری به اتهام

 

فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کرد مخالف دولت جمهوری اسلامی به حبس و

 

تبعید محکوم شدند. بر اساس احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سنندج،

 

سوران مهرشاد به 5 سال حبس و تبعید به زنجان، عدنان احمدی به 2 سال حبس و

 

تبعید به زنجان، پوریا دل پسند به یک سال حبس و تبعید به مهاباد، محمدعلی

 

محمدی به یک سال حبس و تبعید به زنجان و فایق ذوالفقاری نیز به 4 ماه حبس محکوم  گردیده اند.


 

سازمان دفاع از از حقوق بشر کردستان ضمن ابراز تاسف از صدور و اجرای احکام زندان و تبعید برای

 

جوانان و شهروندان کرد به صرف فعالیتهای سیاسی، خواهان ابطال احکام صادره علیه سوران مهرشاد،

 

عدنان احمدی، محمدعلی محمدی، پوریا دل پسند و فایق ذوالفقاری است.


 

گزارش 593


 

یکشنبه 12 فروردین 1386

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در یکشنبه 1386/01/26 ساعت 20:32 |
 شیعر
انک ای انسان!

ای انسان مسلول هوای نیره ی خفقان و استبداد!

گرچه تنهاصدایت

خس خس مکرر و استبداد

و پاهایت

ابله رو از نرفتن های پیاپی

خوت تر نگاه کن

پایان دوران انسان است!

وانسانیت

-حاصل لقاح نور و نیکی  -

تحفه ای بود از سر زمین خدایان

که در نطفگی مرد

                        به اساطیر پیوست

 

                                    

                                                       نوشته شده توسط شیما

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در یکشنبه 1386/01/26 ساعت 19:10 |
 مه حمودی سا له حی یکه له پیشواکانی ئه ول مانگ می له شاری سه قز
 کمیته اقدام کارگری:"درتماسی که راديو صدای نو امروز با همسر و دوستان آقای صالحی داشت، آنان ازاجرای حکم آقای صالحی از سوی مقامات قضايی و امنيتی رژيم خبر دادند. بنا بر اين خبر اواسط امروز دوشنبه ٩ آپريل مطابق با ٢٠ فروردين ماه ١٣٨۶ ماموران امنيتی رژيم با ترفند آقای صالحی را به دادسرای سقز انتقال و وی را تحت تدابير امنيتی به نقطه نامعلومی انتقال دادند. خانم نجيبه صالح زاده همسر آقای صالحی و آقای جلال حسينی دوست ايشان و از فعالين کارگری به صدای نوگفتند که اين حکم حتی به وکيل آقای صالحی هم ابلاغ نشده بود و آقای صالحی دراعتراض به نحوه اجرای آن حتی زير ابلاغيه را امضاء نکرد. خانم صالح زاده و آقای حسنی از وضعيت جسمی و نارسايی کليوی آقای صالحی ابراز نگرانی کردند و گفتند مسلماَ در زندان وضعيت وی رو به وخامت می نهد. آقای جلال حسينی نيز فردا به دادسرای سقز احضار شده است" (بنابر گزارش رادیو صدای نو نقل از وبلاگ کارگران)

کارگران:طبق آخرین خبر رسیده، هم‌ اکنون محمود صالحی در زندان عمومی شهر سنندج بند 7 به سر میبرد.

امشب در جلسه‌ایی پالتالکی با حضور جلال حسینی ( فعال کارگری و یکی دیگر از دستگیر شده‌گان اول ماه مه سال 1383 سقز)  در ساعت 8 شب به وقت لندن  درباره علل دستگیری محمود صالحی و چه باید کرد، بحث خواهد شد.

برای اطلاع بیشتر از زمان و مکان جلسه به وبلاگ کارگران مراجعه کنید.

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در پنجشنبه 1386/01/23 ساعت 11:40 |
 شعر

وقتی

در سلول سلول تنم

یخ میبندم

خورشید را شاهد گرفتن

جنایت است

له میشوم

زیر این قضاوت کور

و ریسمان رعایت

گلوی اعتماد مرا میفشارد.

از خواهش تن میآیم

و از عشقی که در زمین زاده شده

و تکثیر میشود این بغض

               در بند بند تنم.......

 

                                         

   نوشته شده توسط شیما                

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در پنجشنبه 1386/01/23 ساعت 11:24 |
  حکم زندان و بازداشت دو شهروند
 حکم زندان و بازداشت دو شهروند

اطلاعیه مطبوعاتی 255

سنندج: دو شهروند سنندجی به نامهای فریبرز غفاری و کمال حبیبی و

فربیرز غفاری به تریبت دستگیر و محکوم به حبس شدند.

گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان(PRMMK): یک شهروند

جوان سنندجی به نام فربیرز غفاری به اتهام فعالیت سیاسی به 6 ماه

حبس محکوم شد. نامبرده از اوایل اسفند ماه سال گذشته در نوار مرزی

دستگیر و زندانی شده است. همچنین یک شهروند دیگر به نام کمال

حبیبی بیش از 50 روز است دستگیر شده و در بازداشت به سر میبرد. اتهام

نامبرده تاکنون اعلام نشده است.

شنبه 18 فروردین 1386

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در یکشنبه 1386/01/19 ساعت 18:8 |
 گزارش عملكرد سه ماهه‎ي نخست فعاليت كمپين يك ميليون امضاء
 

از 5 شهريور 1385 که کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز در خيابان و در برابر درهاي بسته موسسه آموزشي رعد جوانه زد، حرکتي آغاز شده است که چون موجي بي وقفه پيش مي رود و در هر اوج و فرودي نه تنها بر توان و قدرت جنبش زنان مي افزايد، بلکه ريشه هاي اميد و آرزوهاي صدساله مان را با شاخ و برگ هاي پرطراوت و تازه اي که سر بر مي آورند عميق و قوي تر مي کند. در ميان شناخته شده هاي جنبش زنان که عمري را صرف دغدغه هاي حقوقي زنان کرده اند، ديدن افراد جديد، نيروهاي تازه، جوانان پرانرژي، اسامي ناآشنا و فعالان کثير و روز افزون، آن هم در کمتر از سه ماه باور پذير نيست. کمپين فال نيکي است که از رهاشدن پتانسيل هاي نهفته و نوشدن مستمر جنبش زنان و قدرت آن براي تغيير خبر مي دهد.

گرچه در 22 خرداد 1385 تجمع مسالمت آميز مان در اعتراض به قوانين تبعيض‎آميز در ميدان هفت تير به خشونت، دستگيري و بازجويي و احتمالا دادگاه هاي آتي کشيده شد، تا مانع از شنيدن صداي مان و جلب حمايت و حساسيت عمومي نسبت به خواسته هاي حق طلبانه و برابرخواهانه‎مان شود، اما از پا ننشستيم. ما به تجربه آموخته‎ايم که براي برخورداري از حداقل فضاي ممکن، جز فضاسازي چاره ديگري نداريم چرا که مناسبات مردسالارانه‎ در جامعه ما همواره در روندي به کار مي آيد که دايره گسترده بي فضايي مان را وسيع و وسيع تر کند. بنابراين کوشيديم تا طرحي ديگر دراندازيم و همچنان با روشي مسالمت آميز و خياباني، اين بار همه فضا را دراختيار گيريم. از تجربه هاي خواهرانمان در مراکش براي بسيج عمومي در دفاع از حقوق زنان ايده گرفتيم. با توجه به شرايط و موقعيت حقوقي و تجربيات تبعيض آميزمان، به پشتوانه تجربيات گوناگون مان در حوزه زنان و با توجه به گوناگوني خواسته هاي حقوقي زنان، با همفکري، بحث و گفتگو در نشست هاي جمعي، مشورت‎هاي بسيار با حقوقدانان و ديگر فعالان حوزه زنان در تهران و شهرستان ها، طرح کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز را تهيه کرديم. (1)

رسيدن به اتفاق نظر در اين که کدام يک از قوانين را در کمپين بگنجانيم به آساني ممکن نبود، شايد اين از موهبت خان گسترده قوانين موجود ما براي زنان است که هر گوشه اش را دست بگذاري چون غده اي سر باز مي‎کند و بيرون مي ريزد. يکي حق طلاق را راهگشا مي داند ، آن ديگري ممنوعيت تعدد زوجات، يکي از سرپرستي فرزند مي‎گويد و ديگر از سهم الارث و.... بنابراين، هريک از ما متناسب با تجربياتمان در موقعيت‎هاي متنوع خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، قومي، جغرافيايي... اولويت‎بندي حقوقي خود را داشتيم که ممکن بود در نظر ديگري چندان در اولويت هم نباشد. چنين شد که تاکيد را بر تغيير کليه قوانين تبعيض آميز قرار داديم تا در نهايت "عقل جمعي" امضاءكنندگان "اولويت قانوني" را براي شروع درخواست تغيير قوانين به مجلس و ديگر مجامع براي‎مان مشخص كند و در مراحل بعدي به ياري حقوقدانان، لوايح مربوط به هريک از قوانين تبعيض آميز را بر مبناي "اولويت‎هاي قانوني"‎اي که يک ميليون امضا کننده در برگه هاي امضا مشخص کرده‎اند در نوبت کار قرار دهيم.

در اين کمپين با هدف اطلاع‎رساني و افزايش آگاهي براي تغيير سرنوشت حقوقي و اجتماعي خودمان و ديگر زنان جامعه مان، از روش جمع آوري امضا مدد گرفتيم تا از طريق گفتگوهاي "چهره به چهره" (2) با زنان و ارائه "دفترچه هاي تاثير قوانين بر زندگي زنان" (3) به آنان، با هر امضايي که از زني يا حتي مردي مي گيريم بحث و "خواسته تغيير" قوانين زنان را درشبکه هاي افقي و رو به گسترش، شهر به شهر، محله به محله، کوچه به کوچه، خانه به خانه و چهره به چهره دروني کرده و ويروس کنشگري را در رگ هاي توانمندمان مسري سازيم. در دفترچه هاي تاثير قوانين بر زندگي زنان، تبعيضاتي را که به واسطه قانون در قوانين ازدواج، طلاق ، حق ولايت بر فرزندان، چند همسري، سن مسئوليت کيفري، تابعيت، ديه ( نه قانون قصاص، كه با قانون دیه متفاوت بوده و از جنس دیگری است )، ارث ، شهادت ، قتل هاي ناموسي و قوانين كيفري ديگر بر زنان اعمال مي شود را به زبان ساده شرح داديم. علاوه براين کوشيديم تجربه هايمان را نيز در اين عرصه مکتوب کرده و انتشار دهيم تا "آگاهي جنسيتي درجريان" را از گردش نياندازيم و در هر گردشي حين عمل به ايده ها و يافته هاي نو و همچنين به اعضاي جديدتري براي "کارزاري به دور از خشونت" دست يابيم و در حوزه نظر به تحليل و نقد عملکرد خود بپردازيم و از تجربه، انديشه و نقد نخبگان و دلسوزان جنبش نيز مدد گيريم. بدين ترتيب کوشيديم با همه توان خود، پازل تقاضاي جمعي مان براي تغيير قوانين زن ستيز را با يک ميليون امضا شکل بخشيم.

و اکنون پس از گذشت سه ماه از آغاز کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز، چه توشه اي از اين تجربه داريم؟

صبوري در رسيدن به يک ميليون امضا

«چند تا امضا جمع کرده‎ايد» ؟ این پرسشی است که از آغازشروع به کار کمپيين که حدود سه ماه از آن مي گذرد بيش از همه با آن رو به رو مي شويم.

در کشوري که بر اساس سرشماري اخير آمار جمعيتش از 70 ميليون گذشته است شايد جمع آوري يک ميليون امضا، کاري آسان به نظر آيد، اما در واقع چنين نيست و دشواری کار بیش از تصور ماست. طی سه ماه گذشته تعداد دواطلبان جمع آوری امضا افزایش یافته است و در حال حاضر حدود 300 داوطلب جمع‎آوري امضاء مشغول فعالیت هستند که اين‎كار بخشي از زندگی‎شان شده است اما این کافی نیست. دغدغه‎ ما افزایش اين میزان حداقل به 20 برابر است که بخشی هم سيال خواهند بود. يعني در هر مقطع سه ماهه بايد حداقل با 300 داوطلب جديد ارتباط بگيريم، آموزش دهيم، در آن‎ها با توجه به سختي كار هويت‎‎يابي جمعی‎ ايجاد کنیم تا آمادگی فعاليت در اين راه را بيابند و وقتی اين پروسه طی شد به جمع‎آوري امضاء روی بياورند تا بعد از آن امضاءهايی را كه به سختی جمع كرده‎اند به بخش مستند‎سازي بسپارند و... ما با يك گروه مشخص داوطلبان، نمی توانیم به حد نصاب یک ميليونی برسیم و بايد به‎دنبال گسترش داوطلبان باشيم. از اين‎رو اين پروسه طولاني‎تر از آن است كه به‎راستي بدانيم در دست هر يك از داوطلبان جمع‎آوري امضاء چه تعداد فرم‎هاي پر شده وجود دارد و اين كار در درازمدت امكان‎پذير است. در اين سه ماهه ما سعي كرده‎ايم بدون هيچ نوع تجربه‎اي اين ساختار پيچيده و سيال را بدون هيچ‎ امكاناتي شكل دهيم، هرچند هنوز مشكلاتي در اين ميان وجود دارد.

اساس کار ما در كمپين، بر شناخت، ارتباط و آگاهي بخشي در بين خودمان و ديگران و در عين حال ايجاد اعتماد متقابل و زمينه سازي براي سازماندهي جمعي "خواسته‎ي تغيير" است. جمع آوري امضا از اهداف ماست اما در حال حاضر انرژی بيشتر اعضا ضمن جمع آوري امضا، صرف ايجاد ارتباط و يافتن فضاهاي تجمع زنان می شود. آگاهي‎رساني پروسه‎اي دشوار است و اعضا به خوبي واقفند که تلاش دراين پروسه به مراتب دشوار تر از گرفتن امضاست و به همين دليل صبورتر از پرسش کنندگان مان هستند. در حال حاضر کمپين جدا از حاميانش، بيش از 80 عضو فعال در تهران و شهرستان ها دارد که در فعاليتي "چند وجهي" و گسترده در فقدان رسانه‎اي تبليغي و قدرتمند، به شناسايي ، ارتباط و جمع آوري امضا مي پردازند، و حين جمع آوري امضا، پتانسيل هاي جديدي براي اين حرکت کشف و جذب مي کنند. بنابراين تجربه اين حرکت چند وجهي، پروسه زماني جمع آوري امضا را طولاني‎تر مي‎کند و طبيعتا وضعيت ما را با مراکش که دولتي قدرتمند را حامي خود داشت متفاوت مي‎سازد و شايد زيبايي اين حرکت نيز در همين باشد.

در حال حاضر، جدا از امضاهاي اينترنتي(4) اعضاي کمپين پس از جمع آوري امضا، يا دريافت امضاها از داوطلبان جمع آوري امضا در تهران يا شهرستان ها و يا حتي خارج از ايران، آنها را به گروه مستندسازي تحويل مي‎دهند. گروه مستندسازي ضمن نگهداري آنها اطلاعات مربوط به امضاها (به جز اسم افراد) را براي انجام تحليل آماري وارد يک ديتابيس مي‎کند. همچنين از تمامي برگه هاي امضا، اسکن کامپيوتري تهيه کرده و در آرشيو مستندسازي نگهداري مي کند. به گفته اين گروه هنوز بسياري از داوطلبان برگه هاي امضايشان را تحويل اين گروه نداده اند و و بسياري نيز برگه هاي خود را تا به رقم قابل توجهي از نظر خودشان نرسد به اين گروه تحويل نمي‎دهند. (باور نمي‎كنيد اما برخي با خودشان قرار گذشته اند تا مثلا 200 امضاء جمع نكنند، امضاءهايشان را تحویل ندهند!) به همين دليل نمي توان در اين مدت کوتاه رقم درستي از امضاهاي جمع آوري شده ارائه داد. اما به طور کلي تجربه داوطلبان نشان داده که روند استقبال از کمپين و جمع آوري امضا به ويژه در شهرستان هايي که يا کارگاه برگزار شده يا شبکه هاي ارتباطي قوي دارند يا گروه هاي زنان درآنجا فعال عمل مي کنند، مانند تبريز و گرگان قابل ملاحظه بوده است، به طور مثال از تبريز تاکنون حدود 1200 امضا و در گرگان حدود 700 امضا فرستاده شده است. اما هنوز در شيراز و زنجان و اصفهان و يزد و همدان و كردستان دوستان درحال ساختن ساختارهايي متناسب با شهرشان هستند. یکی دیگر از نشانه های استقبال از کمپین دریافت امضاهای پستی به همراه نامه های دلگرم کننده از ایرانیان سراسر دنیاست که صدایمان را رساتر و دلمان را گرم تر می کند.

نيازسنجي حين عمل و شکل گيري گروه هاي جديد

کار درحيطه اي وسيع چون کمپين يک ميليون امضا، تا حدي نامتعارف و متفاوت است. نه مرز جغرافيايي براي امضا کنندگان دارد و نه فيلترهاي جداکننده بين آنها. به دليل گوناگوني و متکثر بودنش، ساختاري باز و سيال را مي طلبد تا حين آگاهي بخشي، فعاليت وخلاقيت را نيز بازتوليد کند. گروه هاي کاري کمپين يک ميليون امضا با چنين درکي از فعاليت جمعي شکل گرفتند، روابط عمومي، آموزش، مستندسازي، انتشارات، و سايت و گروه مالي نخستين گروه هاي کاري بودند اما در روند اجرا ضرورت تشکيل گروه هاي ديگر از جمله گروه داوطلبان مطرح شد: «ابتدا فکر مي کرديم گروه روابط عمومي بايد اين وظيفه را داشته باشد ولي از آنجايي که برقراري رابطه با داوطلبان به دليل يکي از اهداف خاص کمپين يعني گسترش کمپين به لايه هاي مختلف مردمي، از مهمترين مسائلي بود که کمپين با آن روبرو بود به اين نتيجه رسيديم که داوطلبان گروه خاص خود را مي طلبد.» (5)

بدين ترتيب گروه داوطلبان شکل گرفت تا داوطلباني را که براي جمع آوري امضا و همکاري با کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز به آن مي پيوندند سامان دهد، فعاليت هاي روابط عمومي نيز بيشتر بر معرفي کمپين به افراد و گروه ها متمرکز شد.

نمونه ديگر، مستند کردن تجربيات زنان بود که در حيطه وظايف گروه مستند سازي قرار داشت اما سايت کمپين، اختصاص بخشي در سايت را جدا از ثبت تجربيات در دفترچه هاي مستند سازي را ضروري دانست: « ارتباط چهره به چهره تجربه اي جديدو کمي سخت بود. فکرکرديم اختصاص بخشي به نام کوچه به کوچه در سايت و انعکاس اين تجربيات به ديگران، نه تنها سرعت دريافت تجربه هاي ديگران را بالا مي برد بلکه حتي تشويق به نوشتن و ثبت کردن هم مي کند و در عين حال کاري تکميلي براي مستند سازي است.» (6)

ضرورت تشکيل يک گروه يا تغييراتي از اين دست مي تواند از سوي مخاطبانمان و علاقه مندان کمپين نيز مطرح شود. مثلا يکي از شرکت کنندگان کارگاهي درکرج که از هنرمندان سينماست تشکيل گروه هنري را براي کمپين پيشنهاد داده است که قابل تامل است، چرا که مي توان از هنر به مثابه ابزاري براي ارتباط و ارتقاي آگاهي در کمپين بهره گرفت.

اکنون به تجربه دريافته ايم که در چنين ساختاري، گروه هاي کاري علاوه بر ارتباط هماهنگ با يکديگر بايد ناظر بر کار يکديگر هم بوده و در عين حال تعهد و تعلق جمعي را نسبت به فعاليت خود داشته باشند تا حرکتي را که آغاز شده تداوم بخشند. در حال حاضر، همچنان که حرکتمان پيش مي رود هم به ظرفيت بالاي کمپين در فراگيري و جذب طيف هاي جديد پي مي بريم و هم حين عمل نيازسنجي مي کنيم. اين کار را گروه داوطلبان با تشکيل جلسات پي گيري دنبال مي کند :« بعد از گذشت يک ماه از اولين کارگاه، به ترتيب داوطلبان شرکت کننده در هر دو کارگاه، به يک جلسه پيگيري دعوت مي شوند. در اين جلسات، داوطلبان کليه تجارب خود را در ماه گذشته در اختيار هم مي گذارند و چنانچه به دفترچه يا مطلب آموزشي نياز داشته باشند آنها را تحويل گرفته و امضاهايي که جمع آوري کرده اند را تحويل مي دهند. مستندات به گروه رسانه براي درج در سايت تحويل مي‎شود و از آنجا نيز به گروه مستندسازي ارجاع و تجربه ها به گروه آموزش براي به روز کردن کارگاه هاي آموزشي، منتقل خواهد شد. اين روند باعث مي شود تا هم از تجربيات همديگر استفاده کنيم و هم داوطلبان با کمپين در تماس بوده و بيشتر احساس تعلق به اين کار گروهي را داشته باشند. در هر جلسه پيگيري داوطلبان، يکي از افراد گروه آموزش هم دعوت مي شود تا تجربيات به صورت مستقيم منتقل شوند. سه جلسه متوالي نيز داوطلباني که کارگاه را گذرانده اند دعوت شدند تا در جريان تجربه هاي يکديگر قرار گيرند. اين جلسه ها بسيار جالب توجه بودند. چرا که داوطلبان با ديدن دوباره هم و بيان تجربه هاي خود تشويق به کار مي شدند. بخش "کوچه به کوچه" سايت کمپين نيز تبليغ مي شد تا داوطلبان به نوشتن تجربه هايشان روي آورند. اکنون اين گروه در پي آن است که تا حد امکان داوطلباني را از تهران و شهرهاي ديگر بيابد.» (7) سايت کمپين نيز به دليل نقشي که در اطلاع رساني دارد در تلاش است «با جذب و آموزش نيروهاي جديد در حوزه نوشتاري و معرفي آنها به ديگر گروه هاي کمپين» (8) از نزديک در جريان کار گروه ها قرار گرفته و به انعکاس فعالانه تر اين حرکت بپردازد.

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در یکشنبه 1386/01/19 ساعت 13:51 |
 احضار 3 تن از دانشجويان دختر دستگير شده در اسفند ماه به دادگاه انقلاب

احضار 3 تن از دانشجويان دختر دستگير شده در اسفند ماه به دادگاه انقلاب

کميسيون زنان تحکيم : سه دانشجوي دختر دانشگاههاي تهران و الزهرا که 13 اسفندماه امسال همراه 30 فعال زن ديگر به اتهام تباني براي اخلال در امنيت ملي و برهم زدن نظم عمومي از طريق تجمع غيرقانوني مقابل دادگاه انقلاب تهران بازداشت شده بودند روز چهارشنبه 14 فروردين ماه از سوي دايره ويژه امنيت دادسراي انقلاب ، تلفني احضار شدند.
دادسراي انقلاب به مادر جلوه جواهري دانشجوي کارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه الزهرا گفت که دخترش بايد دوشنبه صبح در اين دادگاه حاضر شود.
از زينب پيغمبرزاده دانشجوي تعليقي کارشناسي جامعه شناسي دانشگاه تهران و سارا لقايي دانشجوي کارشناسي زبان ايتاليايي دانشگاه تهران نيز در تماس هاي مشابهي خواسته شد که صبح يک شنبه در اين محل حضور يابند. پرستو دوکوهکي و ساقي لقايي دو روزنامه نگار بازداشت شده در 13 اسفند نيز تلفني احضار شده اند.
احضار شدگان بر عدم حضور خود در صورت دريافت نکردن احضاريه کتبي تاکيد کرده اند.
اين احضار ها در حالي صورت مي گيرند که ناهيد کشاورز دانشجوي دکتري جامعه شناسي مدرسه عالي مطالعات اجتماعي پاريس و محبوبه حسين زاده ـ روزنامه نگارـ روز 13 فروردين به اتهام جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضا در پارک لاله بازداشت شده اند و هم اکنون در بند 1 عمومي زندان اوين در شرايط بسيار بدي به سر مي برند
.
13 اسفند ماه سال گذشته فعالين زنان در اعتراض به احضار 5 تن از فعالين زنان شرکت کننده در تجمع 22 خرداد ميدان هفت تير به دادگاه انقلاب ، در پياده روي مقابل اين دادگاه به انتظار اتمام محاکمه دوستانشان نشستند که به ضرب و شتم و بازداشت آنان ، متهمين پرونده و حتي وکيل مدافع يکي از متهمين توسط نيروي انتظامي منجر شد.

 

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در یکشنبه 1386/01/19 ساعت 13:25 |
 محکومیت حبس طولانی مدت برای 5 شهروند کرد
محکومیت حبس برای پنج شهروند کرد
2007 04 06 - 13:00

اطلاعیه مطبوعاتی 254

محکومیت حبس برای پنج شهروند کرد

سنندج: پنج شهروند سنندجی به نامهای جهاندار محمدی، مختار محمدی،

جهانبخش محمدی، جهانگیر محمدی و آرام نصرت پور به حبس 3 تا 16 سال

محکوم شدند.

گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان(PRMMK): دادگاه انقلاب

اسلامی سنندج پنج شهروند کرد را به اتهام فعالیتهای سیاسی به حبس

های طولانی مدت محکوم کرد. چهار برادر به نامهای جهاندار محمدی، مختار

محمدی، جهانبخش محمدی و جهانگیر محمدی به ترتیب به 16 سال، 5

سال، 5 سال و 3 سال حبس محکوم شدند. نامبردگان به ارتباط با احزاب

کرد مخالف دولت جمهوری اسلامی ایران متهم شده اند. جهاندار محمدی

در دو پرونده جداگانه به حبس 15 سال و یک سال محکوم شده است.

همچنین یک دانشجوی کرد به نام آرام نصرت پور مشهور به شوان به اتهام

فعالیت سیاسی و ارتباط با یک حزب کرد مخالف دولت به 7 سال حبس

محکوم شده است.


جمعه 17 فروردین 1386

مركز اطلاع رساني گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان

                        سازمان خبر گذاری روژ هه لات

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در شنبه 1386/01/18 ساعت 22:53 |
 صریح و روشن از بیژن چاووشی در باره حزب کمونیست ایران

چند کلمه ایی درباره حزب کمونیست ایران ...

 بیژن چاووشی  (سنندج)

 

برای کسانی که از تند پیچ انقلاب ناکام 57گذشتند واز 30خرداد سال 60 و قتل عامهای 1367 جان سالم به در بردند تامل در نگاه به این گذشته احتمالا بعضا در خلوتشان اتفاق افتاده است . و اینان بی شک آن حال و هوا و فضای خفقان و دستگیری و موج  دما گوژیسم احزاب شبه چپ و جنگ ارتجاعی ایران و عراق به همراه سایر سناریو ها ی رژیم اسلامی را به یاد دارند. در شرایطی که چپ میرفت برای چندمین بار از تاریخ سرکوب سرمایه داری به حاشیه رانده شود در شرایطی که پدر کیا ها (1) به گذشته خود و دیگران با چهره ای مستاصلانه در جوار اسدالله لاجوردی تف میانداختند . در شرایطی که ارتجاع اسلامی میرفت که دستاوردهای قیام زحمتکشان را مثله کند . در شرایطی که هر روز صدها نفر از فرزندان انقلاب به هیولای کشتار سپرده میشدند در گوشه ای از ایران تعدادی از کمونیست ترین و شریفترین انسانهای این وادی مشغول تاسیس حزبی کمونیستی بودند . آری سخن از تاریخچه پر از فراز و نشیب حزب کمونیست ایران است . حزبی که متحمل دو انشعاب شد . تعداد زیادی از رفقای چپ قسمتی از موجودیت سیاسی و تمامی آنچه را که مختصات یک فرد چپ است را در این تشکیلات تعریف میکنند.  در تاریکترین اعصار این قرن در نفس گیرترین اوضاع ساخته بورژوازی نوپای اسلامی ، حزبی نوید بخش که ملجاء رادیکالترین بخش جامعه بود در حال تکوین بود و درسترین پاسخ به نیاز تاریخی در آن شرایط مشخص بود . حزبی که با بحث و پلمیک روشن و شفاف و افق باز و گسترده پیرامون طبقه کارگر و چپ ایران و منطقه به وجود آمد از چگونگی تاسیس آن سخن نمیگویم که در اینباره سخن بسیار گفته شده است.  اما بحث من انطباق و تدقیق جایگاه واقعی این حزب در جنبش طبقاتی ایران است . هیچ مورخ و ناظر منصفی که بخواهد به این تاریخچه پر از فراز و نشیب نگاه کند نمی تواند اهمیت انکار ناپذیر این حزب کمونیستی را بر جنبش چپ ایران و رشد و تکامل آگاهی طبقاتی کارگران ایران در جهت مبارزات روزمره شان در مقابل بورژوازی هار و لجام گسیخته اسلامی را چشم پوشی کند . حزب کمونیست ایران با تمام مراحل سخت و دشواری که پس پشت نهاده است و در این مصاف شریفترین و صادقترین انسانهای سوسیالیست و کمونیست را در جنگ با ارتجاع سرمایه هم از نوع دولتی و هم از نوع محلی اش از دست داده است اکنون عقلانیتی واقع بینانه از منظر کادرها و اعضای این حزب و رفقای داخل در نگاه به شرایط ایران مشهود است که کمتر جریانی را میتوان سراغ داشت که چنین سر راست و بدون زد و بند های مقتصدانه و حسابگرانه ماکیاولیستی خطاب به طبقه کارگر و توده مردم مواضع خود را آشکار و شفاف بیان کند . درست است که در این مبارزه سخت و توان فرسا تعداد زیادی از این رفقا را از دست داده است و تعدادی نیز راه خود را جدا از این حزب دیده اند و سبک و سیاق دیگر گونه را برای خود گزیدند . اما پا فشاری و تاکید بر مواضع کمونیستی رادیکال و باز تعریف مفاهیم کلیدی،و انطباق کنکرت واقعیات روزمره مبارزه طبقاتی و دخیل بودن در رنج و زحمت خلق ستمدیده ایران و دفاع از جنبش زنان و هزاران نقطه عطف دیگر در چنبره حیات سیاسی این حزب کمونیستی واقعیتیست انکار ناشدنی . برای کسانی که وجود و نام این حزب برایشان آزار دهنده است کاملا واضح است که دلیل استدلالشان وابستگی طبقاتی آنان و گذار به حوزه ایدالیسم و ندیدن و فراموش کردن فضای خفقان آخوندی در ایران که جای هر گونه فعالیت کمونیستی و راه حلهای رادیکال در جنبش کارگری را مسدود کرده است و کلا شرایطی که فرهنگ و ارکان مناسبات سرمایه داری بر جامعه مستولی کرده است و این حزب نیز آن شرایط ، به نحوی بر فعالیتش تاثیر می گذارد را فراموش کرده اند. نمونه بارز و نقطه عطف این تشکیلات تصمیم داهیانه کمیته مرکزی کومله و حزب کمونیست در جریان اعتصاب سراسری 16 مرداد 1384بود که بار دیگر محبوبیت تشکیلاتی حزب کمونیست ایران و کومله را در میان کارگران و مردم زحمتکش کردستان نشان داد و بار دیگر دنیای نارسیستی جریانات سکتاریستی را مشوش کرد. خصلت نمای گذشته و حال مبارزاتی حزب کمونیست در آژیتاسیونهای آگاه گرانه و تکوین و اشاعه ادبیات آوانگارد انقلابی در میان طبقه پرولتاریا در تند پیچهای مبارزه بر ضد بورژوازی اسلامی و حامیان نئو لیبرالیست اش است . فرهنگ و متد چالش بر انگیز و اعتراضی بر ضد استثمار انسان که ذاتی سیستم سرمایه محور است و پا فشاری و تاکید بر مارکسیسم انقلابی و گذار از مائوئیسم در بدو تشکیل کومله و امحای پوپولیسم حاکم بر تفکرات چپ در مبارزه درون حزبی از واقعیاتی است که فلسفه وجودی این حزب را تشکیل میدهد. بحثهای جامع پیرامون شرایط موجود جهان و مفهوم بخشیدن به آموزه های  علمی و اومانیستی مارکسیسم در چنبره پیکار طبقاتی کارگران در پراکسیس روزمره اش در زندگی مبارزاتی همه و همه شاکله موجودیت کنونی این حزب است . در واقع وجود این حزب به معنای ابژکتیو بودنش و دخالت گری عملی در بزنگاههای تاریخ معاصر ایران و کردستان را میتوان در جنبش برابری طلبانه زنان در مقابل ظلم و اجحاف سرمایه داری و مناسبات مرد محورانه و دفاع بر حق از انسانیت انسان ، تاکید بر حقوق کودک و دفاع از تمدن و پیشرفت علم وخلاقیت انسان در برابر فا تا لیسم ارتجاعی و تحقیر وجود انسان در خرافه پرستی و راه کار عملی برای نابودی این بختکها بر گرده انسان بخشی از رادیکالیسم عملی این حزب است .اگر اندک خوانشی از اصول دیالکتیکی داشته باشیم به درستی میتوانیم شرایط موجود را با ریشه های آن تحلیل کنیم . کسانی که با خیال پردازی، موهومات ساخته ایدئولوگهای بورژوازی را که روزانه به نام واقعیات تغییرناپذیر از طریق ابزارهای روبنائی به ذهن مردم حقنه میشود را در جهت استحاله واقعیات تثبیت شده به کار می برند . اما چرخش تعدادی از رفقا به هر دلیلی به جانب این تفکرات که در تبیین انها از مفهوم حزب و باز تکرار تجربه تاریخی شوروی به روایت قلم فرسایان بورژوازی پس از تاچریسم دهه هشتاد و موج جهانی انتی کمونیسم دهه نود که بن مایه فکری کنونی آنها را تشکیل میدهد و نقد خام و دست چندمی از ایرادهای آنان به حزب کمونیست ایران را شامل میشود را میتوان با این نقل قول ازکارل مارکس روشن کرد :( سلاح نقد هرگز جایگزین نقد سلاحها نمیگردد...تئوری زمانی به یک نیروی مادی تبدیل میشود که توده های مردم را جلب کرده باشد ... زمانی که رادیکال شده باشد .) (2)

در انتقاداتی که به موجودیت کنونی و واجب الوجود بودن حزب کمونیست ایران میشود این موارد رانادیده میگیرد که لازمه شناخت شرایط عینی جامعه چیست ؟ و مکانیسمهای مبارزه برای یک حزب چپی با وجود موج سرکوب و قلع و قمح کردن احزاب کمونیستی در کنار سمپاشی و دست و پا زدنهای جریانات ناسیو نالیستی و مذهبی برای آلوده کردن فضای سیاسی جامعه تا چه حدی وجود دارد ؟ و متاسفانه دلایل مذکور از جانب این به اصطلاح منتقدان به محاک فراموشی سپرده میشود . اهمیت و علت فعالیت انتقادی انقلابی حزب کمونیست و کومله در این سالها مشهود و واضح است . اگر این دوستان گذشته و ایراد گیران کنونی که به جای حل منطقی مسئله ، صورت مسئله را به کلی پاک میکنند به شیوه ای علمی و با در نظر گرفتن واقعیات نظام کاستی ، به سنجش و رویت و توان واقعی پرولتاریا و حجم مبارزات این طبقه میپرداختند شاید می توانستند نقدی اصولی و واقعی را از موجودیت حزب کمونیست ازبدوتاسیس تا کنون را داشته باشند امااستدلالات و شیوه نقد آنها از این مسئله صرفا نگاهی انتزاعی و در نهایت برداشتی ناقص از نظرات دکترین های بورژوائی که وجود حزب پیشتاز پرولتاریا را یگانه دشمن آزادی های نیم بند سرمایه داری میدانند است ، و به طور ناخواسته این استدلالات را باز تولید میکنند . جریاناتی که خوانش خوشبینانه ای از پوزیتیویسم پوپری را دارند البته که نمی توانند با کلماتی مانند طبقه ، حزب، تغییر انقلاب و غیره مشکل نداشته باشند چون ماهیتا مخالف با هر تغییر بنیادی در زندگی انسان هستند. و یا بعضا با بحثهائی نظری و نه علمی و مستند با نادیده انگاشتن نقش پراتیک انقلابی احزاب چپ در پیوند با طبقه کارگر به جنگ گذشته درخشان حزب کمونیست و موجودیت فعلی دخالت گرش میروند و نهایتا در تحلیلهایشان از مقوله حزب به کوره راههای پوزیتیویسم  سرک کشیده و واقعیات موجود را در معبد بورژوازی بزک شده کنونی به نفع خود غسل تعمید میدهند . ماهیت جریاناتی که برای خروج و برون رفت از انفعال و سیاست پاسیفیستی حزبیشان و برای گریز از نقد درون حزبی خود از جانب اعضایشان ، نوک پیکان حمله شان را متوجه وضعیت کنونی حزب کمونیست ایران میکنند. تا بلکه با این سیاست که به زعم خودشان اولترارادیکالیزم است همپالگی های خود را در میان شکست خوردگان بیابند. بی شک تاکید بر اصول علمی مارکسیسم و تاکید بر سیاستهای کارگری در مصاف با مناسبات استثمارگرانه سرمایه داری ، افشای ماهیت غیر انسانی و دماگوژیستی جریانات ریز و درشت نئو لیبرال منتظر فرج امپریالیسم و کلا تداعی شدن کمونیسم به صورت عینیش با نام حزب کمونیست و کومله واقعیا تی است که خواب خلسه ای اینان را آشفته میکند. تمامی محاسبات و چرتکه انداختن های مقتصدانه درآینده حمله نظامی آمریکا به ایران و دموکراسی بورژوازی همراه با حضور پکس امریکنا (سیطره ی بلا منازع امریکا بر جهان )که در کوله پشتی سربازان آمریکائی به خاک مملکت کشیمنی آنها به عنوان هدیه امپراتوری بزرگ سرمایه وارد میشود . وجود و حضور حزب کمونیستی زنده که واقعیات را برای مردم روشن کند و همدوش با طبقه کارگر در برانداختن نظام مزدی و مالکیت خصوصی و پایه ریزی مکانیسم های جامعه سوسیالیستی ، آینده و چشم انداز قابل دسترسی است که طبقات بهره کش و به طبع آن احزاب بورژوازی و گاها بی آزار را هراسان میکند . در رسیدن به این پروسه نان و آب دار وجود احزاب چپ و رادیکالی مانند حزب کمونیست ایران که با حضور و پیوند طبقاتی اش با دیگر جریانات چپ پروژه آنان را ناکام ساخت و با تمام توان و ظرفیت و سرمایه ای که در اختیار دارند سعی در نابودی و به فراموشی سپردن و مسخ این مفاهیم مبارزاتی را در حافظه تاریخی مردم  دارند . اما به حکم قانونمند بودن حرکت دیالکتیکی تاریخ و کنش و آگاهی طبقاتی کارگران همدوش با اخگر انقلابی مبارزه یعنی حزب کمونیست در مقابل سیل آگاهی های کاذب (ایدئولوژی) بورژوازی از بلندگوهای ملونش پایان خود را با شیوه ای معکوس فریاد میزند . با توجه به نکات ذکر شده، در حال حاضر وظیفه انقلابی و تاریخی تمامی انسانهای برابری طلب این است که با متشکل کردن صفوف طبقاتی خود در مقابل ارکان سیستم سودپرست سرمایه داری اولین گامهای  خود را برای بنیان نهادن جامعه بی طبقه همدوش با احزاب کمونیست بردارند . تمامی کسانی که پیشروی امر مبارزه طبقاتی را به عنوان هدفی  مد نظر دارند با دخالتگری آگاهانه و پیگیر و کمک به اشاعه فرهنگ مبارزه طبقاتی به عنوان یک سنت حرکت در محیطهای کارگری مختلف میتوانند ضرورت وجود حزب را  به عنوان سلاح انقلاب پرولتری در سطح جامعه گسترش دهند . بدیهی است که به شیوه ایستا و انفعالی از دیدگاه مخالف نمی توان شاهد نضج و رشد و تغییر اوضاع بود . در شرایط بغرنج و حاد کنونی تاکید بر انترناسیونالیسم پرولتری در برنامه وعمل می تواند وزنه ای مهم برای هژمونی چپ در اتحاد طبقاتی باشد . و در این مهم نا دیده انگاشتن ظرفیت وپتانسیل واقعی حزب کمونیست ایران برای این اتحاد و تغییر در کشمکشهای مبارزه حاد طبقاتی میان کار و سرمایه واقعیت مسلمی است که  برای بار دیگر در این اوضاع نقش کنش گر و اکتیویتیستی این حزب را اثبات میکند . مهم دیدن  واقعیتهای موجود است.

 

در شگفت می مانی که

 

                   به رغم ضعف خویش

                                        

                                         چه مایه توانائی  (3 )

 

(1)   اشاره به مصاحبه های نورالدین کیانوری یکی از سران حزب توده ایران در هنگام دستگیری در سال 1361  

(2)   مارکس : مقدمه ای بر نقد فلسفه حق هگل ص 137

           (3) احمد شاملو : چیدن سپیده دم                

|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در دوشنبه 1386/01/06 ساعت 17:28 |
 

بیانه حمایتی از دستگیر شدگان 8 مارس

                                                                                                               در حاشیه بر گزاری روز جهانی زن در شهر سنندج واقدامهای این جنبش وجود

 

فضای حاکم بر شهر در روز پنجشنبه  17/12/85تعدادی از فعالین زن ومرد توسط

 

نیروی های امنیتی دستگیر شدند متا سفانه چند نفر از انها هنوز ازاد نشده اند ودیگر

 

فعا لین به ستاد خبری اطلاعات فراخوانده شدند 

 

ما امضا کنندگان این بیانیه خواهان ازادی  فوری وبی قید وشرط دستگیر شدگان

 

هستیم ومعتقد هستیم که ازادی ابراز عقیده واعتراض  پایه ای ترین حق هر انسانی

 

است وبه صرف بر گزاری  8 مارس هیچ نهاد یا ارگانی نمی تواند کسی را باز داشت

 

وباز خواست کند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرزندان شهر خون در دوشنبه 1386/01/06 ساعت 17:24 |